نور الدين علي بن أحمد السمهودي ( مترجم : سيد كمال حاج سيد جوادى )

60

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى )

در صحيحين است كه هرگاه كه كسى مريض مىشد يا به كسى قرحه‌اى « 1 » يا جراحتي مىرسيد رسول - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - به انگشت مباركِ خود ، همچنين مىكرد « 2 » ودر تفسير آن سفيان ثوري سبابهء خود را بر زمين نهاد وبعد از آن گفت : « بِسْمِ اللَّه تُربة ارْضِنا بِريِقَةَ بَعْضِنا يَشْفى سَقِيمُنا بِاذْن رَبِّنا . » در بعضي روايت چنين آمده كه اوّل اين دعا را بخواند وبعد از گفتن بريقة انگشت در خاك كند ودر حديث ديگر آمده كه مردى را به نزديك آن سرور آوردند كه در پاى أو جراحتي بود . پس آن حضرت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - يك طرفِ بوريا را « 3 » برداشتند وبعد از آن سبّابهء مُبارك را به آب دهن شريف ماليده بر زمين گذاشتند وفرمودند : « بسم اللَّه ريق بعضنا بتربة ارضنا ليشفى سقيمنا باذن ربنا . » بعد از آن انگشت ميمون را بر آن جراحت نهادند . امّا ثمار آن محل فيض واسرار : در صحيح مسلم است كه هر كه خورد در صباح هفت خرما كه از ما بين « لابتين » مدينه است ضرر نكند أو را هيچ چيز تا بيگاه ودر روايت امام احمد است كه هر كه خورد هفت خرماى عجوه « 4 » از لابتين مدينه بر نهار ، ضرر نكند أو را هيچ چيز تا شب . راوي مىگويد : [ 10 - آ ] گمان مىبرم كه فرمود كه اگر هنگام شام تناول نمايد محفوظ باشد از ضرر اشيا تا كه صبح آيد ونيز در صحيحين است كه هر كه نهارى كند به هفت خرماى عجوه ضرر نكند أو را در آن روز زهر وسَحِره ، ودر صحيح مسلم است كه در عجوهء عاليه شفاست ويا آنكه فرمود « 5 » أو ترياق است بر نهار ودر روايت امام احمد است به رجال صحيح ، بدانيد كه در « كماة » دواى چشم است وعجوه از فواكهء جنّت است ؛ واز عايشه مروى است كه صاحب دِوام « 6 » ودِوار « 7 » را مىفرمودند كه هفت صباح هر روز هفت

--> ( 1 ) - قرحه : ريش وجراحت وآبله . ( 2 ) - م : ندارد . ( 3 ) - م : ندارد . ( 4 ) - عجوه : نام نوعي خرماى نيكو ومرغوب است در مدينهء منوره . ( 5 ) - م ول : همچنين گفته است . ( 6 ) - دوام ودوار بر وزن سُعال ؛ دوام : گردش سر وآن را دوار نيز گويند ، سرگيجه . ( 7 ) - دوار : گردش سر از علتي ؛ سرگيجه .